ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۱۵, سه‌شنبه

حشمت الله طبرزدی؛ اجازه ندهیم بازی خمینی بار دیگر تکرار شود



کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: مهندس حشمت الله طبرزدی زندانی سیاسی بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) در نامه ای از داخل زندان نکاتی را پیرامون دمکراسی و حقوق بشر بیان داشت. دبیرکل جبهه دمکراتیک ایران در این نامه و در پاسخ برخی از منتقدین خود به توضیح پیرامون مسایلی مانند حقوق انسان ها، عدالت، دمکراسی و تمامیت ارضی ایران پرداخت.
متن کامل نامه حشمت الله طبرزدی:
عید فرخنده باستانی را بار دیگر به هم میهنان عزیز شادباش می گویم. می خواهم در این پیام به دو مساله حقوق بشری تاکید کنم.
یک؛ در شگفتم با وجود اینکه نزدیک به دو سال از طرح شکایت من علیه سید علی خامنه ای می گذرد، اما هیچ یک از افراد و نهادهای داعیه دار دفاع از حقوق بشر آن را پیگیری نکرده و یا حداقل نتیجه ای ملموس دست نداد. آیا حقوق بشر متمدن این امکان را نیافته است که دیکتاتورها را به پای میز محاکمه بکشاند و حتما می بایست با جنگ و دخالت نظامی به دیکتاتوری ها پایان داده شود؟ یا اینکه طرح چنین مسایلی برای برخی سیاست بازان مدعی دفاع از حقوق انسان ها به اندازه کافی نفع سیاسی ندارد؟
دو؛ گویا ویدئویی از من منتشر شده که در آن مساله ای تکراری در باب دمکراسی، حقوق بشر و سکولاریسم برای آینده سیاسی ایران را مطرح کرده بودم و طرح مساله فدرالیسم از سوی من نزاع هایی در بین اپوزیسیون به راه انداخته بود. حتی برخی دوستانم از راه هایی برایم پیام فرستادند که فعلا به چنین بحث هایی دامن نزنم. این موضوع موجب شد تا صرفاً به عنوان نظرات شخصی یک مبارز و یک روزنامه نگار حرف هایم را شفاف تر بیان کنم.
من نمی خواهم رئیس جمهور شوم، نه شاه و نه رهبر. افتخار مبارز بودن و روزنامه نگار بودن را برای خود حفظ خواهم کرد. بنابر این منتقدین اجازه بدهند آزادانه حرف هایم را بزنم و من را سانسور نکنند. از دیگر سو من از کسانی هستم که اگر یک دولت خارجی یا گروه داخلی قصد تجزیه ایران عزیز را داشته باشد حتماً از اولین هایی خواهم بود که اسلحه در دست گرفته و از وطن دفاع خواهم کرد. فکر می کنم سابقه خودم و خانواده ام در جنگ عراق و ایران که صدام چشم طمع به خوزستان داشت این را نشان می دهد.
اما سخن اصلی من این است که برای این مبارز و روزنامه نگار زندانی زندگی انسان ها، حقوق آنها و عدالت و دمکراسی مثل تمامیت ارضی مهم است. تجربه تاریخی ایران نشان می دهد که به دلیل ضعیف بودن احزاب، جناح ها و نهادهای صنفی و مدنی در ایران همواره حکومت ها ولو اینکه با عنوان مشروطه و غیره شروع به کار کرده اند به مرور به حکومت مطلقه و دیکتاتوری لگام گسیخته تبدیل شده اند. این واقعیت را در بیانیه «ساختار سیاسی آینده ایران» که در عید 1378 منتشر کردیم تحلیل نموده ایم. برای انتشار آن بیانیه که به نام «اتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان» منتشر کرده بودیم هزینه سنگینی دادیم زیرا خواستار جمهوری آزاد و دمکراتیک شده بودیم.
اینک اما می خواهم تاکید کنم ساختار سیاسی آینده ایران زیر عنوان هر نامی اعم از ملی یا مشروطه که باشد اگر به توزیع عادلانه قدرت توجه نشود بار دیگر از آن نوعی دیکتاتوری سر بر خواهد آورد. زیرا در ایران بنیادهای دمکراسی بسیار ضعیف است. تنها مکانیزمی که تضمین کننده حقوق انسان ها، عدالت و دمکراسی خواهد بود، پذیرش نوعی فدرالیسم است. از این طریق می توان به صورت علمی از تمرکز قدرت در مرکز و توسط یک جناح پیشگیری کرد. البته محتوای یک جمهوری فدرال را مجلس موسسان باید تعیین کند، برای اینکه مساله بسیار پیچیده ای است. پس پیشنهاد معین من جمهوری فدرال برای ایران است.
من اساساً مایل نیستم گفتمان حقوق بشری و دمکراسی خواهی را به یک گفتمان قومی تقلیل دهم، ولی می خواهم تاکید کنم نوعی جمهوری فدرال می تواند آینده دمکراسی، حقوق بشر و نفی تبعیض در ایران عزیز را تضمین کند.
باید از تاریخ انقلاب و نحوه برخورد خمینی با مساله توزیع قدرت درس بگیریم و پیش از اینکه رویدادهای تاریخی، خود را بر ما تحمیل کنند ما خودآگاهانه ضرورت های تاریخی را دریابیم. و با ارائه راه حل های بیرون از جزمیت های ایدئولوژیک به پیش از تاریخ برویم و بر سرنوشت خود حاکم شویم. برخی شخصیت ها و احزاب و گروه هایی که هنوز جزم های سنت گرایانه را کنار نگذاشته اند، تمایل دارند اتحاد اپوزیسیون را بدون لحاظ خواسته های به حق تاریخی گروه های بزرگ ایران اعم از قومیت ها، صفوف طبقات، مذاهب، احزاب و نهادهای مدنی و حتی جنسیتی حل کنند، و به همین دلیل هیچ گاه موفق نبوده اند.
شاید برخی معترضین و منتقدین این نظریه ایراد کنند که فعلا طرح چنین نظریه هایی زود است برای اینکه موجب تفرقه اپوزیسیون خواهد شد. برداشت من البته این است که وحدت کاذب موجب بروز دیکتاتوری فرد یا جریانی خاص خواهد شد، و مدتی پایدار و حقیقی است که حول مسایل و منافع مشخص باشد و تضمین کننده حقوق اساسی همگان باشد. هر گاه چنین شد پیروزی حتمی خواهد بود.
من از چنین نظریه ای که معطوف به دمکراسی، عدالت و حقوق بشر است دفاع می کنم و از موافقین دعوت می کنم حول آن وحدت حقیقی را پایه گذاری کنند. نباید به کسانی که صرفاً به جابجایی قدرت از این رژیم به رژیم خود می اندیشند اجازه داد بار دیگر بازی خمینی را برای ملت ایران تکرار کنند.
حشمت الله طبرزدی
12 فروردین 1391 خورشیدی
سالن 12 بند 4 زندان رجایی شهر کرج

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر